بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

806

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

از جانب اللَّه بمطيعان ميرسد پس زود باشد كه آسان گردانيم براى او امامت و خلافت را و بگردانيم او را پدر ائمهء هدى و مقتداى اهل تقوى . على بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه مراد از « صَدَّقَ بِالْحُسْنى وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنى » تصديق ولايت امير المؤمنين عليه السّلام و تكذيب آن ولايتست و همچنين از آن حضرت روايت كرده كه در تفسير « فَأَنْذَرْتُكُمْ ناراً تَلَظَّى لا يَصْلاها إِلَّا الْأَشْقَى الَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلَّى » فرمود كه در جهنم وادى است كه مملو از آتش سوزانست و نميرسد به آن مگر اشقى يعنى مگر فلان كه تكذيب حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله نمود در آنچه در حق مرتضى على عليه السّلام و خلافت او ميفرمودند و روى بگردانيد از ولايت او و بعد ازين امام عليه السّلام فرمودند كه نيران را مراتب بسيار است بعضى دون بعضى و هر آتشى كه در اين وادى افروخته مىشود براى ناصبيان و معاندان ائمهء معصومين است عليهم لعائن اللَّه و الناس اجمعين و از مزخرفات و هذيانات فخر رازى اينست كه آيهء « وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى الَّذِي يُؤْتِي مالَهُ يَتَزَكَّى » در شأن ابو بكر هست و نميتواند كه در شأن امير المؤمنين عليه السّلام باشد زيرا كه اتقى را توصيف كرده كه « وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى » و نزد امير المؤمنين نعمتى كه پيغمبر به او ميداد بسيار است و بابو بكر حق نعمتى ندارد بلكه ابو بكر به پيغمبر انفاق مينمود پوشيده نماند كه مراد از « وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى » آن نيست كه هيچ احدى را نزد او نعمتى نيست كه مكافات كرده شود زيرا كه اينچنين شخصى كه هيچ احدى را برو حقى و نعمتى نباشد يافت نميشود بلكه مراد اينست كه آن جماعتى كه اتقى اعطاء مال خود به آنها مىكند نعمتى نزد او ندارند كه تا آن اعطا مكافات آن نعمت سابقه باشد بلكه بدون آنكه آن جماعت را برو حقى و نعمتى ثابت باشد اعطاء مال خود به آنها مىكند بنا برين اخراج أمير المؤمنين عليه السّلام ازين آيت بواسطهء آنكه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله را برو حق نعمت ثابتست در غايت بطلان و در نهايت سخافتست بلكه لازم مىآيد كه ابو بكر ما صدق اين اتقى باشد و پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله